الشيخ الصدوق (مترجم: كاظمى)
43
مصادقة الإخوان (فارسى)
حق دوم اينكه از خشم وى بپرهيزى و خوشنودى او را بخواهى و از وى فرمانبرى . حق سوم اينكه با جان و مال و زبان و دست و پاى خود بوى يارى كنى . حق چهارم اينكه ديده بان و راهنما و آئينه و جامهء او باشى . حق پنجم اينكه با گرسنه بودن او سير نشوى و با تشنگى او سيراب نگردى و با برهنه بودن او لباس نپوشى . حق ششم اينكه تا او زن نگيرد تو زن نگيرى . و اگر او را نوكرى نباشد تو نوكرى اختيار نكنى . بايد نوكر خود را بفرستى تا جامهء او را بشويد و خوردنى او را بپزد و جامهء خواب او را بگسترد . حق هفتم اينكه بسوگند او وفا كنى و درخواست او را بپذيرى بيمار او را ديدار كنى و در جنازه او حضور يا بى ، و اگر بدانى كه او را نيازى هست براى انجام آن بشتابى و او را ناگزير نسازى كه آن را از تو بخواهد - بلكه تو او را پيشى گيرى هر گاه اين را به كار بستى دوستى خود را بدوستى او و دوستى او را بدوستى خود پيوند دادهاى . 5 - ابو عبد اللَّه فرمود : براى مرد بسى زشت است كه برادر او حق وى را بشناسد ولى او حق برادرى را نشناسد . باب ( 8 ) در اينكه برادر آئينه برادر خويش است 1 - پيغمبر فرمود : مؤمن آئينه برادر خود بوده آزار از او دور مىسازد . باب ( 9 ) اطعام برادران 1 - پيغمبر خدا فرمود : هر كه مؤمن گرسنه را سير كند خداوند وى را از ميوههاى بهشت ميخوراند ، و هر كه او را از تشنگى سير آب كند خداوند ويرا از مى مشكبو بنوشاند و هر كه او را جامه بپوشاند - تا ريشه و نخى از آن جامه بر تن آن مؤمن است در ضمان خدا خواهد بود ، به خدا سوگند همانا برآوردن حاجت